خرید بک لینک
-خدایا کفر میگویم؛ پریشانم پریشانم.چه میخواهی تو از جانم،نمیدانم، نمیدانم...مرا بی آنکه خود خواهم،اسیر زندگی کردی!تو مسئولی خداوندا؛به این آغاز و پایانم... من آن بازیچهای هستم؛که میرقصم به هر سا

برچسب: نویسنده: آتنا حکیمی تاريخ: سه شنبه 29 آبان 1397 ساعت: 18:53

سلام بر دوستان گلم که گاهی گاهی به این کلبه سر می زنید تقریبا یکماهی است که متوچه شدم که سرطان پانگراس دارم با دکترها و جراح هایی مشاوره کردم اگر اوایل به خودم نهیب می زدم که دروغ است اما نه حقیقت ا

برچسب: نویسنده: آتنا حکیمی تاريخ: سه شنبه 29 آبان 1397 ساعت: 18:53

- اگر به تو بگویند فقط چند روز دیگر زنده ای چه می کنی؟- منظورت را نمی فهمم. -فرض کن سرطان گرفته ای یا ایدز یا بیماری دیگری از این قبیل و می دانی فقط مدت کمی زنده خواهی ماند.- آدم اگر عاقل باشد همه ح

برچسب: نویسنده: آتنا حکیمی تاريخ: سه شنبه 29 آبان 1397 ساعت: 18:53

آدم ها برای هم سنگ تمام
می گذارند
امــا نه وقتی که در میانشان
هستی ، نـه !!!

آنجا که در میان خاک
خوابیدی ،
“سنگِ تمام” را میگذارند و می روند

u2069

برچسب: نویسنده: آتنا حکیمی تاريخ: سه شنبه 29 آبان 1397 ساعت: 18:53

از مرگ هیچ واهمه و هراسی ندارم ، حتی اگر همین حالا فرا رسد ، در حد توان خویش سعی کردم که نیککردار باشم. از اشتباهات و خطاهایم بسیار پشیمان هستم و حساب آن را به خدای بزرگ میسپارم و خواهان رحمت و مغفر

برچسب: نویسنده: آتنا حکیمی تاريخ: سه شنبه 29 آبان 1397 ساعت: 18:53

صبح که از خواب بیدار شد،روی سرش فقط سه تار مو مونده بود!با خودش گفت: "هییم! مثل این که امروز موهامو ببافم بهتره!"و موهاشو بافت و روز خوبی داشت...! فردای اون روز که بیدار شد،دو تار مو روی سرش مونده بود

برچسب: نویسنده: آتنا حکیمی تاريخ: سه شنبه 29 آبان 1397 ساعت: 18:53

صفحه بندی